عبد الجليل قزوينى رازى
154
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
چنان كه معلوم است از مردى و صلابت و مبارزت مالك اشتر النّخعى رحمة اللّه عليه و سهل حنيف انصارى ، و حارث بن أعور همدانى ، و قصّهء خروج مختار بو عبيد ثقفى كه صد هزار خارجى و اموى و مروانى را چگونه كشت ، و مدّت شش سال تمام از كوفه و بصره تا بلاد رى « 1 » و خراسان و نهاوند و حدود اصفهان و حدود آذربيجان خطبه و سكّه بنام او بود و ولاة و شحنگان و نوّاب او در بلاد اسلام ممكّن ، و غزوات و فتوح محمّد حنفيّه - رحمة اللّه عليه - پسر امير المؤمنين عليه السّلام خود ظاهر و شايع است ، و در مغازى مذكور و مسطور است ، و آنچه محمّد بو بكر كرد در حدود شام و مصر از قبل امير المؤمنين و شهادت كه يافت در آن مجاهدت معروف است ، و قصّهء مسيّب بربايد خواندن تا بداند كه كمتر از آن نكرد كه مبارزان عهد عمرى كه ياد كرده است ، و قصّهء ابراهيم اشتر و حربهاى او و قصّهء سليمان صرد خزاعى ، و اگر بذكر آنكه هريك ازين غازيان و مبارزان كردهاند مشغول شويم از ولايات بستدن و خوارج كشتن و آثار اسلام ظاهر كردن روزگارهاى دراز « 2 » خواهد و ما را براى معارضه و انكار اين مصنّف مجبّر اين قدر كفايت است ، و اگر خواجه گويد : اين قتال با مسلمانان بود و آن با گبركان و مشركان ، بهر روزگار قتال با جماعتى باشد كه انكار حقّ كنند آن جمله انكار توحيد كردند ، اين جماعت انكار شريعت و امام ؛ و باغيان بودند و با ايشان قتال واجب شد تا معلوم باشد . امّا آنچه گفته است كه : « امير المؤمنين از حرب و قتال صفّين و جمل و نهروان با غزاتى ديگر نپرداخت » . اگر مصنّف انصافى بدهد آن نيز غزات باشد كه چون بانكار امامت على بعد از عثمان خارجى باشند تا با يكديگر قياس مىكند يا دست از آن بدارد يا اين نيز قبول كند تا شبهت زايل شود و مقصود حاصل .
--> ( 1 ) - ث : « تا حدّ رى » . ( 2 ) - ع ث : « روزگارها در آن » .